|
170 - نقشه دشمن حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) خنثى شد
مهدى عباسى (سومين خليفه عباسى ) در عالم خواب ، قاضى وقت بنام شريك قاضى را ديد كه
به او پشت كرد و از او رو برگرداند.
وقتى كه از خواب بيدار شد، خواب خود را با يكى از بزرگان دربارش بنام ربيع در ميان
گذاشت .
ربيع گفت : تعبير خواب تو اين است كه شريك قاضى مخالف تو است زيرا او فاطمى محض است
(يعنى طرفدار حضرت فاطمه و فرزندان فاطمه (عليهم السلام ) است .
مهدى به ربيع دستور داد، شريك قاضى را هم اكنون حاضر كن ، ربيع به سراغ شريك رفت و
او را نزد خليفه آورد.
مهدى به او گفت : خبر به من داده اند كه تو فاطمى هستى ؟.
شريك گفت : پناه مى برم به خدا كه فاطمى نباشم ، مگر اين كه منظورت از فاطمه ، دختر
كسرى (شاه ايران ) باشد.
مهدى گفت : نه منظورم فاطمه دختر محمد (صلى الله عليه وآله ) است .
شريك گفت : پس او را لعنت كن .
مهدى گفت : نه هرگز، معاذ الله .
شريك گفت : نظر شما درباره كسى كه (العياذ بالله ) فاطمه (عليهاالسلام )را لعنت كند
چيست ؟
مهدى گفت : لعنت خدا بر او باد.
شريك گفت : پس اين مرد (اشاره به ربيع )را لعنت كن .
ربيع به مهدى گفت : اى اميرمؤ منان سوگند به خدا من فاطمه را لعنت نمى كنم .
شريك به ربيع گفت : اى بى حيا پس چرا نام فاطمه بانوى برجسته دو جهان و دختر سيد
رسولان را در مجالس مردان مى برى ؟!
مهدى (ازاين گفتار صرف نظر كرد)و خوابى كه ديده بود را مطرح نمود و به شريك گفت :
پس تعبير خواب من چيست ؟
شريك قاضى گفت : خواب تو همچون خواب يوسف نيست (كه راست باشد)و خون افراد با
خوابهاى آشفته ، حلال نمى شود.
(230)
به اين ترتيب ، نيرنگ ربيع بى اثر شد، و شريك قاضى در دفاع خود پيروز گرديد.
|